در کسادی کاسبی، به جای توسعه بازار باید در اندیشه پاس شدن چک ات باشی

باقر بحری از آن چهره‌هایی است که همه اهالی صنف وی را به نیکی می‌شناسند. سال‌ها فعالیت در شرکت آواژنگ و سپس کوچ پر سرو صدایش به سازگار ارقام در کنار علایق و فعالیت‌های صنفی‌اش و البته از همه این موارد موثرتر، رابطه خوبی که با رسانه‌ها دارد، سبب شده او یکی از شناخته شده‌ترین و البته محبوب‌ترین چهره‌ها در صنعت فناوری اطلاعات ایران زمین  باشد.

بحری این روزها در جایگاه نایب رییس و نیز رییس کمیسیون سخت‌افزار سازمان نظام صنفی رایانه‌ای استان تهران سخت فعال است. در کسب و کار حرفه‌ای نیز فعالیتش را به عنوان صاحب و مدیرعامل گروه آتنا، روی دو بخش ارتباطات و امنیت اطلاعات استوار کرده است. گفت‌وگوی فناوران سال را با این چهره محبوب و موفق می‌خوانید.

 

 

اگر موافقید از زمان حال شروع کنیم. کسب و کار در سال جدید چگونه آغاز شده است؟

واقعیت این است که من و بسیاری دیگر فکر می‌‌کنیم یک انباشت تقاضا در بازار وجود دارد که اگر ثبات اجتماعی به وجود بیاید، این تقاضا بالفعل می‌شود. منتها این جریان امید و یاس است. یعنی می‌توانی بگویی حتی وقتی ثبات اقتصادی ایجاد شد تو شاید نتوانی آنچه را می‌خواهی به دست بیاوری. به هر حال زندگی همین است. باید ببینیم چه می‌شود. البته همین دو ماه اول درآمد شرکت‌ها تغییری نکرده است، اما به مرور شاهد تحرک بیشتری هستیم.

 

هم در سمت عرضه و هم در سطح تقاضا؟

تا آنجا که من از دوستان خبر دارم این طور بوده است. یعنی نمی‌خواهم بگویم بازار خیلی خوب شده است، اما اینکه برخی‌ها انتظارات منفی داشتند، این انتظارات اتفاق نیفتاده و نگاه خوشبینانه‌تر به بازار محقق شده است.

 

شنیده‌ایم در یکی از جلسات اخیر کمیسیون سخت‌افزار، شما از تک تک اعضا وضعیت شرکت‌ها را پرسیده‌اید و هیچ کدام حال و روز خوشی نداشته‌اند.

سال گذشته دقیقا همان طور بود. من این سوال را پرسیدم چون در کمیسیون سخت‌افزار می‌کوشم تعامل صنفی را تقویت کنم. در مملکت ما برای تعامل هم‌افزا با دولت هر قدر تلاش می‌کنی، به در بسته می‌خوری، بنابراین بهتر است بخش بزرگ‌تری از نیروی خودت را روی تعامل با بخش‌خصوصی بگذاری که اتفاقا جای کار زیادی هم دارد.

 

سازمان و کمیسیون به طور مشخص چه تلاشی برای هم‌افزایی با دولت کرده است؟ چه انتظاری داشتید که برآورده نشده است؟

در موارد زیادی با دولت وارد مذاکره شده‌ایم که برخی به نتیجه رسیده و برخی هم نرسیده است. مثلا پذیرش موضوع توسعه کسب و کار از سوی وزارت بازرگانی مساله‌ای بسیار مهم بود. هرچند در همان وزارت بازرگانی موضوعی مانند مساله برگزاری نمایشگاه‌ها، هم پارسال به دیوار خورد و هم امسال دو ماه از سال گذشته هنوز دورنمای خوبی ندیده‌ایم. در یک سال گذشته سازمان نظام صنفی خیلی تلاش کرد به جای دیدگاه نقادانه، از دیدگاه تعامل استفاده کند، اما نتیجه خیلی کمتر از چیزی بود که انتظار می‌رفت. یعنی سازمانی یک سال مرتب اعلام می‌کند حاضرم همکاری کنم، حاضرم تلاش کنم تحولاتی در صنف اتفاق بیفتد و بار دولت را بر عهده بگیرم و با تعامل کار را توسعه دهیم اما نتیجه خیلی کمتر از تلاش و خواست و ظرفیت سازمان بوده است.

 

آنها که از بیرون صنف را رصد می‌کنند، نه تنها شاهد حذف آن دیدگاه نقادانه سابق هستند، از درون سازمان هم کمتر خبری می‌شنوند. هیچ کنفرانس مطبوعاتی در حوزه ریاست نیست. در دوره مدیریت گذشته، خبرنگاران در مناسبت‌هایی مانند روز خبرنگار دور هم جمع می‌شدند و با رییس و اعضای سازمان گپ می‌زدند که خبری هم از این جور جلسات نیست. انگار که سازمان کاملا نا امید شده و هیچ تلاش موثری نمی‌کند. به عبارتی گویی وقتی بازار خوابیده سازمان هم خوابیده است. در حالی که به نظر ما نباید روال این‌گونه باشد.

اینکه نباید این طوری باشد را نمی‌دانم از کجا می‌آوری. چون که معمولا در و تخته به هم می‌آید. وقتی کاسبی نیست، رونق نیست، همه آدم‌ها دست به یک‌سری تلاش‌های ویژه می‌زنند تا خودشان را از فشار بیرون بیاورند و هیجان کار افت می‌کند.

 

منظور من همین تلاش‌های ویژه است که سازمان باید انجام دهد.

من معتقدم این تلاش‌ها برای شرکت‌های عضو سازمان است. یعنی آدم‌ها درگیر غم نان می‌شوند، به جای آنکه به توسعه بازار فکر کنند. یعنی وقتی فکرت این است که چکم پاس می‌شود یا نه، تمام انرژیت آن طرف می‌رود و خود به خود جسارت لازم برای انجام کارهای بزرگ صنفی از بین می‌رود. این اتفاق را شما می‌توانید در عرصه‌های دیگر هم به خوبی ببینید. در خیلی از جاهایی که کارهای فرهنگی، اجتماعی و صنفی پر رونق بوده، اکنون فعالیتی دیده نمی‌شود. چون شخص فعال باید اول یک سری نیازهای اولیه‌اش را پاسخ بگوید. به علاوه اینکه من فکر می‌کنم مدیریت این دوره نظام صنفی، عملگراتر است و بیشتر از آنکه سر و صدا کند، سعی می‌کند اول کاری را به نتیجه برساند و بعد اعلام کند و به خاطر اینکه ده‌ها مورد کار کرده و به نتیجه نرسیده نتوانسته آن را اعلام کند.  کلا روحیه مدیریت این دوره سازمان این نیست که کارهای‌شان را در بوق و کرنا بکند. البته این یک مقدار برخلاف دیدگاه‌های من است چون من فکر می‌کنم که شاید در واقع مطرح کردن یک سری مسایل در تسهیل اجرای امور کمک کند. چون گاهی یک کار اداری به خودی خود به نتیجه نمی‌رسد، اما وقتی به رسانه‌ها کشیده شود، جدی‌تر با آن کار برخورد می‌شود. البته این هم نقش قدرتی رسانه‌هاست و هم واقعیت جامعه ما که تا بچه گریه نکند، به او شیر نمی‌دهند.

 

پس شما معتقدید سازمان جایی برای توسعه بازار است در حالی که فکر می‌کنیم سازمان یکی از وظایفش توسعه بازار است و وظیفه دیگرش حفظ بازار است و مدیریتش برای پشت سر گذاشتن دوران رکود می‌تواند موثر باشد. در ضمن شما هم موافقید که بخشی از یک مدیریت عملگرا استفاده از همه امکانات برای رسیدن به نتیجه است که یکی از آن امکانات رسانه‌هاست.

حتما این‌طور است.

 

… و در این نقطه سازمان ضعف دارد. شما که نایب رییس سازمان هستید و به این ضعف واقفید و خودتان هم به استفاده از امکانات رسانه‌ها معتقدید، بیشتر از همه ضعف دارید.

طبیعتا درست می‌گویی. یعنی من هم معتقدم کسی که می‌داند، باید این مساله را بیشتر مطرح کند. اما واقعیت این است که گاهی لازم است این امکان و وقت را بدهی به دوستانی که استراتژی دیگری را دنبال می‌کنند. چون سازمان رییس دارد و رییس هم استراتژی را تعیین می‌کند و اگر من بخواهم خارج از نظرات ایشان حرکت کنم،‌ چوب لای چرخ اصلی که با هزار مشکل می‌چرخد کرده‌ام. بنابراین گاهی لازم است صبوری کنی که حرکات در جهت مثبت پیش برود. البته من می‌دانم که آقای رحمتی مخالفتی با اینکه مثلا باقر بحری مصاحبه کند ندارد. اما بحث سر این است که گاهی چیزی که می‌گویی با نوع کاری که ایشان می‌خواهد انجام دهی متفاوت است و یک جورهایی زیر سوال می‌برد. وقتی من با روش خودم حرف بزنم ممکن است روش کار ایشان را زیر سوال ببرم و معتقدم حق این کار را ندارم.

 

این استراتژی آقای رحمتی است یا استراتژی شورای مرکزی؟

فکر می‌کنم فرقی نمی‌کند.

 

درست است که آقای رحمتی ریاست را برعهده گرفته‌اند اما استراتژی و عملکرد سازمان باید نتیجه یک خرد جمعی باشد. آیا در شورای مرکزی بحث شده است که مصاحبه بکنید یا اینکه سخنگویی وا گذار شده به ریاست؟

هر جفت اینها هست. یعنی فکر می‌کنم هم بحث شده و هم واگذار شده است. سازمان یک جای پویاست. نظرات بسیار متفاوتی در آن کار می‌کنند و در عین حال خط اصلی را قبول می‌کنند. یکی از زیبایی‌های سازمان به همین است که چند صدایی در آن دیده می‌شود و اصلا این طوری نیست که یک نظر واحد در آن باشد. شاید همین موضوع کمی سبب کندی حرکت سازمان شده است، اما به هر حال ارزش‌های دموکراتیک کاملا در سازمان رعایت می‌شود. دعوا پیش می‌آید، بحث می‌شود اما هر کسی نظرش را می‌تواند، بگوید.

 

برای الکامپ چه کرده‌اید؟ اقدامات لازم را انجام داده‌اید؟

اقدامات اولیه‌اش شروع شده است. اما همیشه در ایران این طوری بوده که سه ماه مانده به نمایشگاه صدای همه در می‌آید و معنی آن بی‌برنامگی و بی‌نظمی است. من فکر می‌کنم بعد از این چند سالی که ما گفتیم نه مخالفیم نه موافقیم؛ باید قاطع‌تر برخورد کنیم. یا باید باشیم و نمایشگاه را در حد توقعات ملی و منطقه‌ای برگزار کنیم یا اصولا بگوییم در این نمایشگاه مشارکت نمی‌کنیم.

 

پارسال شرکت نمایشگاه‌ها فروردین ماه اعلام کرد که مجری‌گری الکامپ را خودش برعهده می‌گیرد اما امسال الکامپ از معدود نمایشگاه‌هایی است که هنوز مجری‌اش اعلام نشده است. این می‌تواند یک چراغ سبز باشد و سازمان باید پیگیر آن باشد.

بله. این دقیقا همان قسمتی است که باید رویش کار کنیم و خود سازمان هم برنامه دارد. البته خود اصل برگزاری نمایشگاه توسط سازمان مهم نیست، بلکه مهم منافع شرکت‌های صنف است، هرکس خوب برگزار کند ما افتخار می‌کنیم. چون بازار ما را توسعه می‌دهد. موضوع این است که نوع نگاه به نمایشگاه الکامپ فرصت‌ها را از دست می‌دهد و امکاناتی که ما در منطقه می‌توانیم برای رشد صنعت IT در اختیار داشته باشیم را نابود می‌کند. ما به خودی خود هزاران مشکل مانند تحریم داریم. چه برسد به خود این موضوع٫

 

در مورد کمیسیون سخت‌افزار بگویید. برنامه خودتان را تعامل صنفی اعلام کرده‌اید. این تعامل صنفی یعنی چه؟

یکی از معضلاتی که مدت‌هاست به آن کم پرداخته شده، این است که ما آمده‌ایم بازار را توسعه دهیم. ماجرای توسعه بازار دو سر دارد. یکی اینکه ما باید با دولت گفت‌وگو کنیم و یک سری قوانین و مقررات را برای تسهیل روند حرکتی بازار اصلاح نماییم. اما بخش دیگر ماجرا ارتباط با بدنه صنف، دانستن نظرات و دیدگاه‌های آنها و از همه مهم‌تر، آگاهی بخشی در این مورد است که چه حقوقی داریم و چه حقوقی نداریم. چون یک بخش بزرگی از صنف به حقوق اولیه‌اش آگاه نیست. مثلا ما قوانینی در بحث تجارت داریم که به دلیل دولتی بودن بخش بزرگی از بازار ما اجرا نمی‌شود. در خیلی از قراردادها چون طرف ما دولتی است می‌تواند شرایط را به ما دیکته کند. بسیاری از کسانی که کار غیر قانونی می‌کنند، کسی دنبال‌شان نمی‌رود، چون کارشان را به شکل غیر رسمی انجام می‌دهد. اما کسی که رسمی و قانونی کار می‌کند کاملا تحت نظر است. بنابراین همه کسانی که قانونی کار می‌کنند گیر بیشتری به آنها داده می‌شود.

 

 

جلسات کمیسیون مرتب تشکیل می‌شود؟

امیدوارم و تلاش می‌کنم مرتب تشکیل شود.

 

جلسات کمیته‌های تخصصی کمیسیون که تشکیل نمی‌شود؟

نه. گذار تغییر مدیریت از دوست عزیزمان آقای غروی به من خورد به آخر سال. از شانس بد من هم رخدادهایی که باید خارج از کشور باشم دو ماه آخر سال بود. اما امسال می‌خواهیم حسابی کار کنیم.

 

قرار بود شما ریاست کمیته افتا را برعهده بگیرید. شاید به نوع فعالیت شرکت آتنا هم که بیشتر تمرکزتان روی آن است بیشتر بیاید. ولی به کمیسیون سخت‌افزار آمدید.

یک بخشی از داستان طولانی است و بارها صحبت کرده‌ایم. اما نکته اساسی این است که آقای غروی به من لطف داشتند و اصرار کردند اگر بحری قرار است پستی بگیرد بیاید کمیسیون سخت‌افزار را برعهده بگیرد و من هم به دوستان می‌گویم رای دهند.

 

اینکه می‌گویید لطف و اصرار ایشان بود شبیه رابطه امیر قلعه نوعی و صمد مرفاوی است که  در تلویزیون می‌گویند دوست هم هستند ولی همه می‌دانیم که این طور نیست.

نه اتفاقا با حسین (غروی) بیرون خیلی بیشتر رفیقیم تا توی سازمان. او آدم بسیار مثبتی است. تنها بحثی که وجود داشت این بود که من آن زمان در کمیسیون کمتر می‌رفتم، چون احساس می‌کردم باید به شرکتم بیشتر برسم. در جلسات هیات مدیره هم کمتر می‌رفتم. ولی دوستان برداشت‌شان این بود که من فقط در کمیسیون سخت‌افزار کمتر می‌روم که واقعا این طور نبود.

 

اما ما شنیده‌ایم آقای غروی حسابی شاکی بودند از این ماجرا و در مقابل عمل انجام شده قرار گرفته‌اند.

من این طور فکر نمی‌کنم. فقط ایشان روی شکل برخورد اشکال گرفت و درست هم می‌گفتند. یعنی ما باید در جلسه‌ای که خود ایشان حضور داشت این کار را انجام می‌دادیم و به نظرم هیچ اتفاقی نمی‌افتاد اگر این تغییر مدیریت در جلسه بعدی و با حضور خود ایشان انجام می‌شد.

 

نه تنها جلسه بعد که شما خودتان دو ماه آخر سال عملا امکان حضور در جلسات را نداشتید و خارج از کشور بودید.

البته دوستان که برنامه شخصی من را نمی‌دانستند. اما اصولا ایشان بیشتر به شکل تغییر و تحول ایراد داشتند که حسین درست می‌گفت و حق با ایشان بود و خود آقای رحمتی هم این موضوع را پذیرفت. ما در جلسه‌ای در این مورد صحبت کردیم و آقای رحمتی گفتند که حق با شماست و اگر لازم است موضوع را دوباره باز کنیم.

 

آتنا در چه حال است؟

آتنا در واقع گروه آتناست. شامل شرکت پارس آتنا دژ که کاملا در زمینه امنیت کار می‌کند و شرکت آتنا هم که در زمینه شبکه و Voice over IP فعال است.

 

بازار امنیت به رغم رکود کلی بازار، سال گذشته بد نبود.

اصولا بازار امنیت در دو سال گذشته رو به رشد بوده و پیش‌بینی من این است که در یکی دو سال آینده در بازار جهانی به تثبیت برسد و حتی وارد سراشیبی شود.

Voice over IP هم فکر می‌کنم تازه شروع کار است و در دنیا بستر قابل اعتمادی شده است. در ایران هم اگر بستر قابل اعتمادی ایجاد شود به شکوفایی خواهد رسید.

ارائه در چهارمین سالنامه روزنامه فناوران اطلاعات

گوش شنوایی نیست

باقر بحری*

 

یک سال و اندی از شروع دور جدید هیات مدیره سازمان نظلم صنفی رایانه‌ای می‌گذرد. در این دوره مردمان فناوری اطلاعات به کسانی رای دادند که سیاست خود را به تعامل هم‌افزا با دولت قرار دادند و بر این پاشنه ایستاده‌اند و پافشاری کردند. هر چند روزی، سراغ سازمانی یا وزارتخانه‌ای رفتند و دست همکاری و همیاری خود را برای اینکه رسالت خود را که همانا ساماندهی، توسعه و برکت در صنف بود همراه با این تعامل دراز کردند. ولی ظاهرا درهای ناباوری به بخش‌خصوصی و مردم که چندین سال است بسته شده، با به در کوبیدن باز نمی‌شود.

اکثر دوستان یا گوش شنیدن نداشتند یا آنان که داشتند در کرسی خود دوامی نداشتند. باری یک سال و اندی گذشت و ما را بر آن داشت که سال گذشته را سال نتیجه نگرفتن بنامیم. سالی که در آن اصل ۴۴ نه تنها به اجرا نزدیک نشد، که شرکت‌ها و سازمان‌های دولتی بزرگ‌تر و فربه‌تر شدند و شرکت‌های خصوصی یا تعطیل شدند یا خرج خود را به ضرب سیلی به صورت در آوردند. قوانین گمرکی و بازرگانی تغییری به نفع توسعه بازار نداشت و متاسفانه بازار قاچاق کالا  دوباره رونق گرفت. افراد بی مسوولیت دوباره پا گرفتند و کالاها با تولی‌گری افراد غیر مسوول به بازار روانه شدند. به جای پرداختن به مسایل بنیادی، درگیر مسایل کوچک شدیم و با نادیده گرفتن نقش و اهمیت اینترنت و فناوری اطلاعات در گسترش خدمات دولتی، شهری و بازرگانی فقط خود را از جهان عقب‌تر یافتیم.

این آخر راه نیست. رسالت سازمان را دریابیم، تعامل هم‌افزای صنفی را در توسعه و ساماندهی بازار به کار گیریم و به سال آینده بیندیشیم. شاید الکامپ امسال شروعی باشد برای باور به تغییر در همه جهات. امیدوارم مسوولان صنف و دولت این فرصت را از دست ندهند.

*نایب رییس سازمان و رییس کمیسیون سخت‌افزار سازمان نظام صنفی رایانه‌ای

ارائه در  ویژه نامه ای فناوران ، به مناسبت پنجمین سالگرد تولد سازمان نظام صنفی رایانه ای

باقر بحری دعوت کافه سردبیر را لبیک گفت

پک محکمی ‌به قلیان زدم و نگاهی عاشقانه به لیوان پر از چایم که نعنا در آن دلبری می‌کرد انداختم و در رویاهایم کنار خور در حاشیه خلیج فارس به برج‌های دوبی می‌اندیشیدم که کم از برج‌های شهری در آمریکا نداشت. به‌ناگاه تلفنم زنگ زد که چه نشسته‌ای که کافه سردبیر تو را خوانده است به مهمانی. شستم خبردار شد که کار کار جاسوسان نظام صنفی است وگرنه چطور می‌شود حالا که چای و نعنا به طعم IT در دوبی می‌نوشی کافه سردبیر تو را مهمان کند! دور و برم را پاییدم و ناغافل گفتم باشد می‌آیم.

در تهران وقتی نامه کافه سردبیر را دیدم فهمیدم ای دل غافل حتما کاسه‌ای زیر نیم کاسه است چراکه دعوت شده بودم به کافه به صرف کاهو و سکنجبین به طعم دریا! قهوه‌چی می‌دانست که من خبرنگاران را دوست دارم “به سان‌چای و ته‌دیگ” و حالا که ما را دعوت کرده است به قهوه‌خانه‌شان به جای چای، کاهو می‌دهند و سکنجبین آن هم به طعم دریا!

آقا جان از خدا پنهان نیست از شما چه پنهان برای تعامل هم افزا رفتم سراغ بی بی و یک جعبه نه سه جعبه شیرینی گرفتم که شاید دلبری کنم و از دلشان درآورم. چشمتان روز بد نبیند تا قبر هم فاصله‌ای نیست آنان ما را به حیاط دعوت کردند که بیا و در فضای باز IT داد سخن بده ما هم از همه جا بی‌خبر رفتیم. این دشمنان قسم خورده ما مشتی عمله فرستاده بودند خانه مجاور که با خس و خاک و سنگ ما را به کشتن بدهند که ما فهمیدیم و دستشان را رو کردیم.

بالاجبار فضای باز مصاحبتی را به کافه ترجیح دادیم و جناب مجتبی‌خان با یک مشت کاهو و سکنجبین به سراغمان آمد ولی چشمتان روز بد نبیند؛ آرش‌خان برومند به طرفة‌العینی از غفلت ما سود جست، دو دست داشت دو دست دیگر از مهرک خانم قرض گرفت و به جان کاهو سکنجبین افتاد و فش فشی راه انداخت که بیا و ببین. خدا پدر همسنگر سابقمان جناب بیگلرخان را بیامرزد که آمد و ما را از دست محاصره یک مشت خبرنگار دهان باز که مرا می‌پیچاندند در بقچه خاطراتم، نجات داد.

مخلص کلام، کافه سردبیر دل و هوش از ما برد و آشتی درگرفت. هرچند که کیا و بیای قهوه‌خانه کم شده بود ولی ما کاهو و سکنجبین خوردیم و دل دادیم.

ایران در فناوری اطلاعات آخر هم نشد

کسب نمره های ناپلئونی و رتبه های آخر جدولی در زمینه فناوری اطلاعات پایان راه آی تی ایران نشد.

ایران این بار رکورد خود را زد. به گزارش سایت مدیانیوز در آخرین رتبه بندی جهانی فناوری اطلاعات (در زمینه آمادگی در حوزه آی سی تی)، ایران جزء ۱۳۳ کشور بررسی شده در این گزارش نبود.این در حالی است که بیشتر کشورهای همسایه ایران با رتبه های دو رقمی در این لیست حضور داشتند. در بین کشورهای خاورمیانه، امارات به عنوان شبکه ای ترین کشور منطقه شناخته شده و بحرین و قطر در رتبه های دوم و سوم خاورمیانه قرار دارند. بیش از پنج سال است که فعالان و کارشناسان جامعه اطلاعاتی و فناوری اطلاعات ایران، نزول مکرر ایران در رتبه بندی های جهانی را هشدار می دهند.

به طور مشخص از سال ۲۰۰۵ نزول پیاپی رتبه ایران در سطح جهان آغاز شد. اکونومیست سال ۲۰۰۶ اعلام کرد ایران از رتبه ۵۰ در سال ۲۰۰۱ به رتبه ۶۷ رسیده است. همین بنگاه، سال ۲۰۰۸ رتبه جهانی ایران در زمینه آی تی را ۷۰ اعلام کرد.در زمینه شاخص آمادگی الکترونیکی هم ایران که در سال ۸۴ در جایگاه ۶۵ بین ۱۵۸ کشور قرار گرفته بود، در سال ۸۵ به رتبه ۶۹ تنزل پیدا کرد که فعلاً حوزه آی تی آن را سرآغاز سیر نزولی کشور خواندند.

ایران همچنین در سال ۲۰۰۷ از بین ۶۴ کشور، در حوزه توانمندی فناوری اطلاعات، آخرین رتبه را کسب کرد و در سال ۲۰۰۹ هم در میان ۷۰ کشور در جایگاه شصت وششم ام نشست.دلایل مختلفی می توان برای این عقبگردهای مکرر ایران در عرصه جهانی برشمرد. بخش فناوری اطلاعات از همان ابتدا در ظاهر در دست بخش خصوصی بود.

به گزارش « ایتنا »معاون صنایع پیشرفته سازمان گسترش و نوسازی صنایع در این باره تنها کار انجام شده را مربوط به هشت سال پیش و از طریق شرکت خصوصی تکفام می داند. او معتقد است ورای مشکلاتی که برای بخش خصوصی در ایران وجود دارد، آشنا نبودن شرکت های ایرانی با تسهیلات و صندوق های بین المللی هم یکی از دلایل شکل گیری این وضعیت است.بنابر خبر ایتنا، باقر بحری نایب رئیس سازمان نظام صنفی رایانه ای، وجود قوانین دست و پاگیر از یک سو و امنیتی شدن هر چیزی نزد مسوولان را از دلایل پا نگرفتن این بخش می داند.

او معتقد است کمتر کسی این جرات را دارد که تمام سرمایه اش را در عرصه ای بگذارد که امکان دارد فردا با تصمیم یک مسوول برای دو روز کلاً قطع شود،تحقق نیافتن شعار «دولت الکترونیک» هم که چند سال است ورد زبان دولتیان است، در عقبگرد ایران در زمینه فناوری اطلاعات تاثیر جدی دارد چرا که اینگونه، نه تنها دولت در این زمینه فعالیتی نمی کند بلکه عرصه برای رشد تجارت الکترونیک هم باز نمی شود. انحلال سازمان برنامه و بودجه هم که بودجه شرکت های خصوصی فناوری اطلاعات از طریق آن داده می شد، در ادامه این روند بی تاثیر نیست.

اینها در حالی است که شهروندان ایرانی در چند سال گذشته و با تجربه کارت کنکور الکترونیکی، سیستم های عابر بانک و کارت سوخت، نشان داده اند هم از تکنولوژی استفاده می کنند و هم فرهنگ آن را دارا هستند.

کافه سردبیر باقر بحری را به کاهو سکنجبین دریایی دعوت می کند.

این دکان حدود یک ماهی تعطیل بود به همین دلیل با تاخیر سال جدید را تبریک می گوییم.فی الحال درصدد گردگیری و خانه تکانی هستیم, شب عید شلوغ بود و بازار ما هم داغ داغ فرصت تکاندن خودمان نبود اما باور بفرمائید از روزی که آمده ام در این قهوه خانه را باز کنم چنان تکان هایی را ناظر و شاهد بوده ام که هیچ بنی بشری را گمانش نبود هر چند شاخک های ما به عنوان کسی که در این سالها همواره در قهوه خانه حرف مردم و مشتریانش را می شنود تیز بوده اما گمان نکنید خدایی نکرده ما فالگوش ایستاده ایم که ببینیم این خلق ا… چه می گویند!نه باور بعضی چیزها کارها و افراد آنچنان صدایشان بلند است که حتی گوشتان هم کر باشد بالاخره می شنوی.

خلاصه این تکان های بعد از عیدی که موجبات آراستگی بیشتر ,زیبایی بیشتر و انشاا… پر رونقی بیشتر این قهوه خانه خواهد شد ما را به این گمان رساند تا برایتان دعا کنیم ایشا… شما هم در سال ۸۹ از همین تکان هایی که ما خوردیم بخورید,خوب است باور کنید.

به هر روی این حرف ها را گفتیم که این اول سالی نگویید : معلوم نیست این قهوه چی چه می کند فی الواقع این حرفهای با ربط و شاید بی ربط را بگذارید به حساب همان تکان ها و اما منوی این هفته :

                                                           کاهو سکنجبین با طعم دریا

و اشکافی معنایی منوی این هفته سخت نیست اولا : هوا گرم شده  پنجره قهوه خانه را هم گشوده ایم به همین دلیل تا اطلاع ثانوی  قهوه سرو نخواهیم کرد به جایش انواع نوشیدنیهای سرد پیش روی مهمانان خواهیم گذاشت دوما: باقر بحری اگر چه در بلاد خارجه به سر می برد اما وعده گرفته ایم از ایشان تا هفته آینده به جای قهوه ,کاهو سکنجبین با طعم دریا بخوریم.پس تا هفته آینده بدرود و ایشالا تکان های خوبی بخورید!!

    قبلی←